بزرگ شده ام
آنقدر که
آسمان سر به شانه ام بگذارد
و
های و های
گریه کند...
..............
*امروز صبح،پدر بزرگ و مادربزرگم که من به زور برای روز تولدم نگه شون داشته بودم،به ایران برگشتند.
شاید هنوز دوازده ساعت از رفتنشون نگذشته،ولی من به اندازهء دوازده سال دلم براشون تنگ شده.
توی این چهار ماهی که پیشمون بودن،همیشه از امروز می ترسیدم.از روزی که بخوان برگردن.و امروز...
امروز به اندازهء تموم عمرم اشک ریختم.
شاید مدت زیادی طول بکشه تا بخوایم به روال عادی برگردیم.بخصوص برای مامان که خیلی به مامان بزرگ عادت کرده بود.و صد البته الان که من هم پیششون نیستم خیلی برای مامان سخت تره که بخواد به روال همیشگی برگرده.
چند روزیه بدجوری ذهنم درگیر این موضوع شده.نمی دونم مامان می تونه دوام بیاره یا نه؟
به خدا دیگه طاقت دیدن اشکهای مامان و ندارم.دیگه تحمل دیدن بغض بابا رو ندارم.
نمی دونم این جدایی ها کی به پایان می رسه؟نمی دونم آیا میاد روزی که چیزی به اسم فاصله وجود نداشته باشه؟
فاصله؟!!!
از اين واژه،خيلی وقتها حس عجيبی بهم دست ميده.يه حسی که برای نام گذاريش نميدونم از کدوم يکی از کلمه ها بايد استفاده کنم؟شايد ترس ،نه!شايد بهتره که بگم نفرت، نه!شايدم يه حس درونيه که ميگه با من خيلی آشناست.شايد يه ابهام باشه،شايد هم يه ترديد.بعضی وقتا با شنيدن اين کلمه،تمام وجودم می لرزه.فاصله خیلی وقته با ما آشناست!.فاصله هائی که دشمن نزديکیِ ما بودن!.دلم هميشه با اين اميد مي تپه که اين فاصله ها بلاخره روزی به پایان می رسند.!
ولی واقعآ دیگه کی می خوان به پایان برسند؟!
وقتی که من ذره ذرهء وجودم از درد دوری آب شد؟
وقتی غم رو توی چشمهای پدر و مادرم می بینم و شاهد غصه خوردنشون هستم و نمی تونم کاری بکنم؟
لعنت!
لعنت به هر چی جدایی و فاصله ست.
..................
فاصله واژه ی تنهائی هاست
فاصله يک سد دشوار و عظيم،
در مسير رفت اين شب بو هاست
فاصله يعنی شکست خاطره
فاصله يعنی نموداری اندوه و گناه
فاصله مهر رضايت به دم عجز و خطا ميکوبد
فاصله طالب يک لحظه نگاه،
فاصله معنی مه در افق درياهاست
فاصله سخت ترين شکل حضور است به انديشهء باد
فاصله علت پيغمبری قاصدک است
فاصله رويش يک پيچک تاريک و خشن،
روی ديوار و تن عشق و امید
و نمايان شدن لذت با هم بودن
و درخت است که در باغ حضور ياسمن ها روئيد
فاصله يک نفس از دوری يک کبوتر است :
که حجوم موج دريا بر تنش سودای بودن می زند
آنطرف تور که صيّادی برايش هديه از مرگ و سياهی آوَرَد ...
فاصله يعنی نجات عمر شيطان در حريم زندگی ...
فاصله آبستن دوری و بی پناهی مرغی سپيد :
در سرود و شعر از طراوت ساده ی فصل
و غزل های نفاق و مرگ اين گلدان هاست
فاصله واژه ی دلتنگی ماست....
فاصله واژه ی تنهائی ماست...
................
امید که روزی برسد فاصله و فاصله ها دیگه معنا نداشته باشند.